رسول اعظم(ص) درزیارتنامه ها
زيارات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ از منابع اسلامي است که کمتر مورد توجه علمي قرار است.در زمينه زيارات کارهاي زيادي انجام نگرفته است. از کارهايي که انجام شده است ميتوان به موارد زير اشاره کرد.
1. جمع آوري زيارتنامهها که اين کتب به نام کتابهاي«مزار» شهرت يافتند.
2. شرح زيارتنامههاي خاص مثل شرح زيارت جامعه کبيره و امين الله و عاشورا.
با اين حال نگاه موضوعي به زيارات لازم و ضروري است؛ تا بتوان به وسيله آن با مقام و اوصاف و سيره اهل بيت آشنا گرديد. اين كار به دو صورت ممكن است:
1. نمايه موضوعي براي كتب «مزار» در پايان آنها نگاشتن؛ مانند نمايه هايي كه بر «صحيفه سجاديه» زده شده است.
2. موسوعه هاي موضوعي با استفاده از اين كتب نوشتن.
اما مقاله كاري در همين راستا مي باشد و به زيارات رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ مي پردازد و برخي از مطالب در زيارت ايشان را بيان مي نمايد.
پيامبر اسلام در آينه زيارت نامهها
نام مقدس پيامبر گرامي «محمد» و كنيه اش« ابوالقاسم» است (السَّلامُ عَلَى أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه)[1]. قبل از گذاردن پا به عرصه وجود خداوند پاك ترين پدران و مادران را براي به دنيا آوردن ايشان انتخاب كرد:«أشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ انَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الاصَلابِ الشّامِخَةِ وَ الارْحامِ الْمُطَهَّرَة»[2]؛ شهادت مىدهم اى رسول خدا كه تو در صلب نور وجود مردان بزرگ و بلند همت و رحم زنان پاكيزه و منزه و پاك فطرت به وجود آمدي.
و با به دنيا آمدنش برکات بر جهان نازل شد: «حَتّي رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ، وَ احْيَيْتَ بِهِ مَيْتَ الْبِلادِ، بِانْ كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الاسْتارِ، وَ الْبَسْتَ حَرَمَكَ فِيهِ حُلَلَ الانْوارِ».[3] تا آنكه ديده بندگان را به مقام رفعتش بينا كردى و مردگان شهر را به نور وجودش احيا فرمودى كه چون پردهاى از نور او به ولادتش برداشتى پرده ظلمتهاى جاهليت را برگشود و حله نور را بر آن حرم و ناموس الهى پوشانيدى.
هرگز زمان جاهليت بر ايشان تأثير نگذاشت و ايشان تسليم محيط نشدند:«لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا.»[4] يعني هرگز آلايش و ناپاكيهاى جاهليت گوهر پاك تو را نيالود و در تو دوران جاهليت لباس ظلمت و ناپاكى خود نپوشانيد.
جدّ ايشان «عبد المطلب»، پدرشان «عبدالله» و مادرشان «آمنه بنت وهب» نام داشت. از عموهايشان مي توان به«حمزه»، «عباس» و «ابوطالب» و از پسر عمويشان به «جعفر» اشاره كرد:«السَّلامُ عَلى جَدِّكَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ عَلى ابِيكَ عَبْدِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلىامِّك آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ، السَّلامُ عَلى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَداءِ، السَّلامُ عَلى عَمِّكَ عَبّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ السَّلامُ عَلى عَمِّكَ وَ كَفِيلِكَ أَبِي طالِبٍ، السَّلامُ عَلَى ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرِ الطَّيّارِ فِي جِنانِ الْخُلْد».[5]
ابوطالب و همسرش در كودكي كفالت پيامبر را به عهده داشتند. «السَّلامُ عَلى عَمِّكَ عَبّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ السَّلامُ عَلى عَمِّكَ وَ كَفِيلِكَ أَبِي طالِبٍ)[6] (السَّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ الْهَاشِمِيَّةِ ... السَّلامُ عَلَيْكِ يَا كَافِلَةَ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ... السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مَنْ ظَهَرَتْ شَفَقَتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ»[7]
فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ دختر بزرگوار ايشان و از هر كسي به ايشان نزديكتر است؛ «فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ بِضْعَةِ لَحْمِهِ وَ صَمِيمِ قَلْبِهِ وَ فِلْذَةِ كَبِدِهِ»[8] فاطمه دخت رسول خدا و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پيغمبر است. در اقرباي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ، علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ پسر عمو و برادر و داماد و خلق شده از طينت ايشان است...«السَّلامُ عَلَى أَخِي رَسُولِ اللَّهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ وَ زَوْجِ ابْنَتِهِ وَ الْمَخْلُوقِ مِنْ طِينَتِه»[9]
در مدت رسالت خود از هيچ تلاشي فرو گذار نكرد و با تحمل سختيها، مردم را به حق دعوت کرد. با مؤمنين رؤوف و بر كافران سختگير بود. در طول عمر، خدا را عبادت كرد. در طول اين مسير پيامبر گرامي سختيهاي بسياري كشيد؛ اما هيچ گاه از وحي الهي تخطي نکرد.«اشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ مَعَ كُلِّ شاهِدٍ وَ أَتَحَمَّلُها عَنْ كُلِّ جاحِدٍ، انَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ، وَ نَصَحْتَ لامَّتِكَ وَ جاهَدْتَ فِي سَبِيلِ رَبِّكَ، وَ صَدَعْتَ بِأَمْرِهِ وَ احْتَمَلْتَ الاذى فِي جَنْبِهِ، وَ دَعَوْتَ الى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَمِيلَةِ، وَ أَدَّيْتَ الْحَقَّ الَّذِي كانَ عَلَيْكَ وَ أَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ غَلُظْتَ عَلَى الْكافِرِينَ، وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتّى أَتاكَ الْيَقِينُ ... قَدْ أَسَرَّ الْحَسْرَةَ وَ أَخْفَى الزَّفْرَةَ وَ تَجَرَّعَ الْغُصَّةَ وَ لَمْ يَتَخَطَّ مَا مَثَّلَ لَهُ وَحْيُكَ.» [10]
اى رسول خدا من و همه گواهان عالم شهادت مىدهم و تحمل مىكنيم از هر منكرى كه رسالتهاى خدا را به امت رسانيدى و نصيحت و اندرز به خلق كردى و جهاد در راه پروردگارت نمودى و فرمان او را با صداى رسا به خلق رسانيدى و اذيت خلق را در راه خدا تحمل كردى و دعوت به راه خدا با حكمت و برهان و به اندرز و پند نيكو فرمودى و وظيفه رسالتت را ادا كردى و با اهل ايمان با كمال رأفت و با كافران در نهايت شدت بودى و خدا را خالص بىشايبه شك و ريب عبادت كردى تا به مقام يقين رسيدى ... او غم و شراره اندوه جان فرسا را و جرعه زهر آگين غصهها را در دل پنهان مىداشت و از آنچه به وحى تو ـ خدا ـ به او مىرسيد هرگز تخطى نمىكرد.
با دقت در زيارت نامه هاي ايشان به رابطه و جايگاه ايشان در نزد خدا و مقام ايشان و جنبه هدايت گري ايشان در طول حياتشان پي مي بريم. به عنوان مثال در يكي از زيارتنامههاي ايشان ميخوانيم:
السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا خَلِيلَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِيَّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِيَّ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَحْمَةَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبِيبَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا نَجِيبَ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَمَ النَّبِيِّينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا قائِما بِالْقِسْطِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا فاتِحَ الْخَيْرِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْوَحْيِ وَ التَّنْزِيلِ السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُبَلِّغا عَنِ اللَّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا السِّراجُ الْمُنِيرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُبَشِّرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُنْذِرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يُسْتَضاءُ بِهِ ... السَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا احْمَدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الاوَّلِينَ وَ الاخِرِينَ، وَ السّابِقَ فِي طاعَةِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَ الْمُهَيْمِنَ عَلى رُسُلِهِ وَ الْخاتِمَ انْبِيائِهِ، وَ الشّاهِدَ عَلى خَلْقِهِ وَ الشَّفِيعَ الَيْهِ ، وَ الْمَكِينَ لَدَيْهِ، وَ الْمُطاعَ فِي مَلَكُوتِهِ، الْأَحْمَدَ مِنَ الْأَوْصافِ، الْمُحَمَّدَ لِسائِرِ الاشْرافِ، الْكَرِيمَ عِنْدَ الرَّبِّ، وَ الْمُكَلِّمَ مِنْ وَراءِ الْحُجُبِ، الْفائِزَ بِالسِّباقِ، وَ الْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ... اللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ صَلَواتِكَ ... عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ شاهِدِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ نَذِيرِكَ وَ امِينِكَ وَ نَجِيبِكَ وَ نَجِيِّكَ وَ حَبِيبِكَ وَ خَلِيلِكَ، وَ صَفِيِّكَ وَ صَفْوَتِكَ، وَ خاصَّتِكَ وَ خالِصَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ، وَ خِيرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَ خازِنِ الْمَغْفِرَةِ وَ قائِدِ الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ، وَ مُنْقِذِ الْعِبادِ مِنَ الْهَلَكَةِ بِاذْنِكَ، وَ داعِيهِمْ الى دِينِكَ الْقَيِّمِ بِأَمْرِكَ ، اوَّلِ النَّبِيِّينَ مِيثاقا وَ آخِرِهِمْ مَبْعَثا، الَّذِي غَمَسْتَهُ فِي بَحْرِ الْفَضِيلَةِ لِلْمَنْزِلَةِ الْجَلِيلَةِ، وَ الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ، وَ الْمَرْتَبَةِ الْخَطِيرَة. [11]
سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى خليل خدا سلام بر تو اى خبر دهنده از خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى رحمت خدا بر خلق سلام بر تو اى مختار خدا از بندگان سلام بر تو اى دوست خدا سلام بر تو اى نجيب و شريفترين خلق نزد خدا سلام بر تو اى خاتم پيغمبران خدا سلام بر تو اى سيد رسولان خدا سلام بر تو اى آنكه اساس عدل را بر پا داشتى سلام بر تو اى فاتح هر خير و سعادت سلام بر تو اى معدن وحى خدا و نزول فرشتگان سلام بر تو اى تبليغ كننده احكام الهى سلام بر تو اى چراغ روشن (علوم آسمانى) سلام بر تو اى بشارت آورنده رحمت به خلق سلام بر تو اى ترساننده خلق از عذاب خدا سلام بر تو اى انذار كننده امت سلام بر تو اى نور خدا كه خلق بدان نور روشنى (علم و ايمان) مىيابند ... سلام بر تو اى محمد (ص) سلام بر تو اى احمد سلام بر تو اى حجت خدا بر خلق اولين و آخرين كه به طاعت خدا از همه سبقت گرفتى و بر جميع انبياء و رسل تفوق و برترى يافتى و خاتم انبياء شدى و شاهد بر تمام خلق گرديدى و شفيع خلق بسوى خدا و صاحب منزلت نزد خدا و مطيع فرشتگان در عالم ملكوت خدا و داراى پسنديدهترين اوصاف و صاحب بهترين شرافت و كرامت نزد خدا اى آنكه از پس حجابهاى نور خدا را با تو تكلم است و تو را فيروزى تقدم بر خلق است و كسى را ياراى الحاق به تو نيست. پروردگارا تو جميع صلوات خود را ... عطا فرما بر حضرت محمد بنده خاص خود و رسول و شاهد و پيامبر پاك خود و نذير خود و امين وحى خود و صاحب رتبه و مكانت خود و نجات بخشنده و برگزيده و حبيب و خليل و با صفا و پاك و بنده خاص خالص خود و مظهر رحمت و بهترين نيكويان خلق تو كه او پيغمبر رحمت است و خازن و مالك مغفرت است و قائد خير و بركت است و نجات بخشنده خلق به امر تو از هلاكت و دعوت كننده امت به دين محكم و پايدار توست رسولى كه اول پيغمبران در عهد و ميثاق است و آخر آنها در بعثت آن رسولى كه او را در درياى فضل و كمال غوطهور كردى و منزلت بزرگ و درجه بلند و رتبه عظيم به او عنايت فرمودى.
با وفات ايشان مصيبت بزرگي پديد آمد و وحي تشريعي الهي قطع شد و مسلمانان ماتم زده شدند.«أُصِبْنَا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْيُ وَ حَيْثُ فَقَدْنَاكَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون.»[12]؛ ما به واسطه شما مصيبت ديدهايم اى محبوب دل هاى ما چه مصيبت بزرگى كه از فقدان شما وحى از ما منقطع گرديد و اكنون كه به فراق شما مبتلا شديم پس ما هم از جانب خدا و بسوى خدا باز خواهيم گشت.
تربت پاك و مزار مطهر ايشان در مدينه قرار دارد.«السَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونِ بِالْمَدِينَة»[13]
منابع:
1. سيد بن طاوس، الاقبالبالاعمالالحسنةفيمايعملمرةفيالسنة ، چاپ دار الكتب الإسلامية، چاپ دوم، تهران، 1367ش.
2. كفعمى، ابراهيم، البلد الامين و الدرع الحصين، {بي نا}،{بي جا}، {بي تا}.
3. سيد بن طاوس، جمالالاسبوعبكمالالعملالمشروع، چاپ انتشارات رضى، قم،{بي تا}.
4. كفعمى، ابراهيم،جنةالأمانالواقيةوجنةالإيمانالباقية، چاپ انتشارات رضى (زاهدى)، چاپ دوم، قم، 1405 هجرى.
5. قمى، حاج شيخ عباس، مفاتيح الجنان، انتشارات اسوه، {بي جا}، {بي تا}
[1]جنة الأمان الواقية وجنة الإيمان الباقية ،ص 474.
[2]الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة في السنة، ج 3، ص 129.
[3] الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة في السنة ،ج3 ، ص 126.
[4] همان ،ج3،ص129.
[5] همان ،ج3، ص 123- 124.
[6]همان، ج3،ص124.
[7]مفاتيح الجنان، ص329.
[8] همان، ج3، ص166.
[9] مفاتيحالجنان ،ص355.
[10] الإقبال بالأعمال الحسنة فيما يعمل مرة في السنة ،ج3 ، ص 124- 126
[11] الإقبالبالأعمالالحسنةفيمايعملمرةفيالسنة ،ج3 ،ص 123ـ 124.
[12]جمال الاسبوع،ص30.
[13] البلدالأمينوالدرعالحصين ،ص 277.
منبع : ابنا