رابطه عصمت واطاعت مطلق ازرسول خدا وائمه علیهم السلام
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
سوال :چگونه آیه « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ...» عصمت پیامبر و امامان اهل بیت را ثابت می کند؟
پاسخ : خداوند مىفرماید:(مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً).(النساء/80)
«کسى که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و کسى که سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسئول نیستى)».
در این آیه خداوند اطاعت مطلق از پیامبر خود را برابر با اطاعت از خداوند دانسته است و دستور به اطاعت مطلق، یکى از بهترین ادله نقلى بر عصمت پیامبر خدا است.
همین مطلب در روایاتى که از طریق عامه و خاصه وارده شده، از زبان خود رسول خدا نیز نقل شده است.
بخارى در صحیح خود نقل کرده است: «حدثنا محمد بن سِنَانٍ، حدثنا فُلَیْحٌ، حدثنا هِلَالُ بن عَلِیٍّ، عن عَطَاءِ بن یَسَارٍ، عن أبی هُرَیْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال: کُلُّ أُمَّتِی یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إلا من أَبَى قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ یَأْبَى، قال: من أَطَاعَنِی دخل الْجَنَّةَ وَ مَنْ عَصَانِی فَقَدْ أَبَى.
«ابوهریره از رسول خدا (ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: تمام امت من وارد بهشت مىشوند؛ مگر کسى که سرباز زند، گفتند: اى پیامبر خدا ! چه کسانى سرباز زنند؟ فرمود: هر کس از من اطاعت کند، وارد بهشت مىشود و هر کس از فرمان من سرپیچى کند، سرباز زدهاند».(1)
بنابراین اطاعت مطلق از رسول خدا صلى الله علیه وآله طبق این آیه قرآن کریم، بر همگان واجب و همانند اطاعت از خداوند است و اطاعت مطلق از هر کسى مساوى با عصمت آن شخص است؛
چنانچه فخر رازى مفسّر پرداز شهیر اهل سنت در این باره مىگوید: قوله: «مَّنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» من أقوى الدلائل على أنه معصوم فی جمیع الأوامر و النواهی و فی کل ما یبلغه عن الله، لأنه لو أخطأ فی شیء منها لم تکن طاعته طاعة الله و أیضا وجب أن یکون معصوما فی جمیع أفعاله، لأنه تعالى أمر بمتابعته فی قوله: «فَاتَّبَعُوهُ» ( الأنعام: 153- 155 ) و المتابعة عبارة عن الاتیان بمثل فعل الغیر لأجل أنه فعل ذلک الغیر، فکان الآتی بمثل ذلک الفعل مطیعاً لله فی قوله: «فَاتَّبَعُوهُ» فثبت أن الانقیاد له فی جمیع أقواله و فی جمیع أفعاله، إلا ما خصه الدلیل، طاعة لله و انقیاد لحکم الله.
این گفته خداوند «من یطع الرسول...» از قوىترین دلایل بر عصمت پیامبر خدا است در تمام اوامر و نواهى و همه چیزهایى که از جانب خداوند ابلاغ مىکند؛ چرا که اگر او در یکى از اینها اشتباه کند، اطاعت از او، اطاعت از خداوند نخواهد بود. همچنین طبق این آیه، واجب است که در تمام کارهایش نیز معصوم باشد؛ چرا که خداوند در جمله «فاتبعوه» دستور به پیروى از او را داده است و پیروى عبارت است از انجام کارها همانند کارهاى که پیامبر خدا انجام داده؛ پس کسى که کردارش همانند پیامبر باشد، در حقیقت از خداوند در جمله «فاتبعوه» اطاعت کرده است؛ در نتیجه پیروى مطلق از رسول خدا در گفتار و رفتار؛ مگر در چیزهایى که با دلیل از این عموم خارج شود، اطاعت از خداوند و گردن نهادن بر فرمان خداوند است.(2)
البته منظور فخر رازى از تفصیلى که داده، به احتمال زیاد، چیزهایى همانند ازدواج با بیش از چهار زن و دیگر ویژگىهاى آن حضرت است که با دلایل دیگر ثابت شده است که مسلمانان نباید همانند آنها را انجام دهند.
در روایت صحیح السند دیگر که از طریق عامه نقل شده است، رسول خدا (ص) همین اطاعت مطلق را براى امام بعد از خودش نیز ثابت کرده است.
ابن أبى شیبه، استاد بخارى در کتاب المصنف در این باره مىنویسد: حدثنا وکیع بن الجراح قال ثنا الأعمش، عن أبی صالح، عن أبی هریرة قال: قال رسول (ص): من أطاعنی فقد أطاع الله و من أطاع الإمام فقد أطاعنی و من عصانی فقد عصى الله و من عصى الإمام فقد عصانی.
«ابوهریره از رسول خدا (ص) نقل مىکند که آن حضرت فرمود: هر کس از من اطاعت کرده از خدا اطاعت کرده است، و هر کس از «امام» اطاعت کند، به درستى که از من اطاعت کرده است، هر کس از فرمان من سرپیچى کند، از فرمان خداوند سرپیچى کرده است و هر کس از فرمان امام سرپیچى کند، از فرمان من سرپیچى کرده است».(3)
این روایت از نظر سندى کاملا صحیح است و تمام روات آن از روات بخارى، مسلم و دیگر صحاح سته هستند که ما به جهت اطمینان روات آن را بررسى خواهیم کرد.
بررسى سند روایت:
وکیع بن الجراح: ذهبى در باره او مىنویسد:
وکیع بن الجراح أبو سفیان الرؤاسی أحد الأعلام... قال أحمد ما رأیت أوعى للعلم منه ولا أحفظ...
وکیع بن جراح، یکى از سرشناسان بود، احمد گفته: مخزن علمى پرتر و حفظ کنندهتر از او ندیدم.(4)
سلیمان بن مهران الأعمش: ذهبى در باره او گفته:
سلیمان بن مهران الحافظ أبو محمد الکاهلی الأعمش أحد الأعلام.
سلیمان بن مهران، یکى از مشاهیر بود.(5)
ذکوان أبو صالح الزیات: ذهبى او را این چنین معرفى کرده است:
ذکوان أبو صالح السمان الزیات ... من الأئمة الثقات عند الأعمش...
ذکوان ابوصالح، یکى از پیشوایان مورد اعتماد بود.(6)
بنابراین سند روایت کاملا صحیح است.
و احمد بن حنبل در مسند خود نقل مىکند:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا أبو النَّضْرِ ثنا عُقْبَةُ یَعْنِى بن أبی الصَّهْبَاءِ ثنا سَالِمُ بن عبد اللَّهِ بن عُمَرَ ان عَبْدَ اللَّهِ بن عُمَرَ حدثه انه کان ذَاتَ یَوْمٍ عِنْدَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه و سلم مع نَفَرٍ من أَصْحَابِهِ فَأَقْبَلَ علیهم رسول اللَّهِ صلى الله علیه و سلم، فقال: یا هَؤُلاَءِ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى رسول اللَّهِ إِلَیْکُمْ قالوا: بَلَى نَشْهَدُ انک رسول اللَّهِ، قال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ فی کِتَابِهِ من أطاعنی فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ، قَالوا: بَلَى نَشْهَدُ انه من أَطَاعَکَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ و ان من طَاعَةِ اللَّهِ طَاعَتَکَ، قال: فإن من طَاعَةِ اللَّهِ أَنْ تطیعونی و ان من طاعتی أَنْ تُطِیعُوا أَئِمَّتَکُمْ أَطِیعُوا أَئِمَّتَکُمْ فَإِنْ صَلَّوْا قُعُوداً فَصَلُّوا قُعُوداً.
عبد الله بن عمر نقل کرده استکه روزى به همراه رسول خدا (ص) با تعدادى از اصحاب بودیم که آن حضرت جلو آمد و فرمود: آیا شما نمىدانید که من پیامبر خدا هستم؟ گفتند: بلى، شهادت مىدهیم که تو رسول خدا هستى. آن حضرت ادامه داد: آیا نمىدانید که خداوند در کتابش نازل کرده: هر کس از من اطاعت کند به درستى که از خداوند اطاعت کرده است، همگى گفتند: بلى، شهادت مىدهیم که هرکس از شما اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و یکى از اطاعتهاى خداوند پیروى از شما است. آن حضرت فرمود: اگر از اطاعت خداوند این است که از من اطاعت کند، وظیفه شما این است که از ائمه خود اطاعت کنید؛ (حتى) اگر آنها نشسته نماز خواندند، شما نیز نشسته نماز بخوانید.(7)
هیثمى بعد از نقل این روایت مىگوید: رواه أحمد والطبرانی فی الکبیر و رجاله ثقات.
این روایت را احمد و طبرانى در معجم الکبیر نقل کردهاند و راویان آن مورد اعتماد هستند.(8)
و در روایات صحیح السند دیگرى که بازهم از طریق شیعه و سنى نقل شده است، رسول خدا صلى الله علیه وآله، آن امامى که اطاعت مطلق از او واجب است را مشخص کرده، آن جا که فرموده:
أیها الناس من عصى علیا فقد عصانی، و من عصانی فقد عصى الله عز وجل، و من أطاع علیا فقد أطاعنی، و من أطاعنی فقد أطاع الله.(9)
همین روایت در منابع اهل سنت نیز با سند صحیح نقل شده است، حاکم نیشابورى در مسند خود مىنویسد: أخبرنا أبو أحمد محمد الشیبانی من أصل کتابه ثنا علی بن سعید بن بشیر الرازی بمصر ثنا الحسن بن حماد الحضرمی ثنا یحیى بن یعلى ثنا بسام الصیرفی عن الحسن بن عمرو الفقیمی، عن معاویة بن ثعلبة، عن أبی ذر رضی الله عنه، قال: قال رسول الله صلى الله علیه و سلم، من أطاعنی فقد أطاع الله و من عصانی فقد عصى الله و من أطاع علیا فقد أطاعنی و من عصى علیا فقد عصانی. حاکم نیشابوری، سپس می گوید: هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه.(10)
و ذهبى در تلخیص المستدرک، در ذیل روایت مىگوید: صحیح.(11)
و اهل سنت اعتقاد دارند که اگر روایتى در المستدرک حاکم بیاید، به منزله ورود در صحیحین است.
در نتیجه، همان طورى که طبق تصریح فخررازى، اطاعت مطلق از رسول خدا، همانند و همسان با اطاعت از خداوند بود و عصمت آن حضرت را ثابت مىکرد، بر طبق این روایات صحیح السند که در منابع شیعه و سنى آمده، اطاعت مطلق از امیر مؤمنان علیه السلام نیز همانند اطاعت مطلق از پیامبر و اطاعت از خداوند است و قوىترین دلیل بر عصمت آن حضرت است(12).
1 - البخاری الجعفی، صحیح البخاری، ج6، ص2655، ح6851، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
2 - الرازی الشافعی، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج10، ص154، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
3 - إبن أبی شیبة الکوفی، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج6، ص418، ح32529، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ناشر: مکتبة الرشد - الریاض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.
4 - الذهبی الشافعی، الکاشف فی معرفة من له روایة فی الکتب الستة، ج 2، ص 350، رقم: 6056، تحقیق محمد عوامة، ناشر: دار القبلة للثقافة الإسلامیة، مؤسسة علو - جدة، الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1992م.
5 - الکاشف ج1، ص464، رقم: 2132.
6 - الکاشف ج1، ص386، رقم: 1489.
7 - الشیبانی،مسند أحمد بن حنبل، ج2، ص93، ح5679، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.
8 - الهیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج2، ص67، ناشر: دار الریان للتراث/ دار الکتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.
9 - الصدوق، معانی الأخبار، ص372، ناشر: جامعه مدرسین، قم، اول، 1403 ق.
10 - الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص131، ح4617، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.
11 - المستدرک علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج3، ص121، طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، دارالمعرفة، بیروت،1342هـ
12 http://valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=163#25 -
منبع:شفقتا
